سینما آزادی و آزادی ِ سینما
By پارادوکس
گاهی اوقات ترکیبی ادبی به ذهن می رسد و شوق این یافتن صدالبته شیرین است اما گاهی این شیرینی با یافتن مفهوم تلخ درونش شیرینی یافتن را کمرنگ می کند و تیتر این پست نیز شامل همین موضوع می شد . سال 86 را برای سینما شاید بتوان در این تیتر خلاصه کرد : افتتاح سینما آزادی و اختتام آزادی ِ نسبی ِ سینما …
برچسبها: آزادی, ادبیات, سینما, سال 86
This entry was posted on مارس 22, 2008 at 2:24 ب.ظ and is filed under ادبیات, روز نوشت ها, سیاست, سینما. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
مارس 24, 2008 در t 5:04 ب.ظ |
مارس 24, 2008 در t 6:26 ب.ظ |
سلام
اگه امکانش بود دعوت نامه بالاترین را برایم بفرستید
سال خوبی داشته باشید
پاسخ : فرستاده شد
مارس 24, 2008 در t 8:52 ب.ظ |
بله تعبیر جالبیه
مارس 25, 2008 در t 4:15 ق.ظ |
In Cinama zamanee azad khahad shod ke be sahebanesh pas dadeh shavad. Aan ra be zoore aslaheh va oghdeh bedoon dalil, mohakemeh gereftand va esmash ra avaz kardand gozashtand azadi. Be omide Azadi Iran, va Iranian, be yad mardanee ke zahmat azadi kesheedand va be nam-e pedar-e geramee khodam ke in Cinama ra sakht va arezoosh in bood ke cinamaye Iran peeshraft kondad
Farid Rohani.
مارس 25, 2008 در t 6:44 ق.ظ |
good
مارس 25, 2008 در t 8:06 ق.ظ |
گالري عكس فيد : براي خوراك خوانتون يك عكس جالب انتخاب كنيد.
http://www.key1one.wordpress.com
براي ايجاد و پيشرفت فرهنگ خوراك خواني
مارس 25, 2008 در t 11:55 ق.ظ |
توجه کن هر کسی هم ذوق پیدا کردن این تناقض ها و کشف این اشتیاق رو نداره! به هر حال مانده تا آزادی سینما … آنوقت می شه آزادی سینما و بسته شدن سینما آزادی ها! موفق باشی
یه جواب به مجمد احسان…بهتر واست نفرسته چون واسه من فرستاد هر دو تاش تاریخ مصرف نداشت!!!:)
مارس 25, 2008 در t 4:52 ب.ظ |
سارا جان تقصیر خودت بوده وگرنه ایشون تا جایی که من دیدم دعوت نامه ی من براش ارسال شده و عضو هم شده …
حالا برای تو هم دوباره می فرستم ولی باید سریع اقدام کنی
مارس 25, 2008 در t 8:36 ب.ظ |
چه وبلاگ خوبي داري , يادم باشه چند روز يک بار بهت سر بزنم
مارس 26, 2008 در t 12:59 ق.ظ |
نسیم مهربان عشق می وزد و بوی خوش سبزی و طراوت فضا را پر می کند،زندگی دوباره جاری می شود و زمین باز هم نفس می کشد و حیاتی نو را آغاز می کند.حیات سبز ،سرشار از تازگی و شروع دوباره می شود و غنچه ها با ناز ،گلبرگ هایشان را باز می کنند و کلبه های خاموش کشتزارها رونقی دوباره می گیرند.بوی بهار همه جا را عطرآگین می کند و یاد عاشقان در سراسر این سرزمین دیرین گسترده می شود.
بهار نرم نرمک می آید و شور و حال دیگری در دل طبیعت شیدا آغاز می شود.سالی جدید و باز هم تکراری شیرین،عید،سنت و آیین باستانی،سفره های گسترده نوروزی،چهره های آشنا،دعا و نیایش اول سال الهی،حول حالنا الی احسن الحال…دوستان کنار هم،با قرآنی که سمبل باورهای مشترک است نجوا می کنند،و می خواهند از خدای خوبی که با آن هاست،از خدایی که مهربان است؛از عمق وجود می خواهند:الهی…سعادتی بیشتر…روزهایی بهتر،آرامشی دیرپاتر…ناگهان شمیم عطری آشنا مشام را می نوازد…بوی معرفت دوست می آید…آنکه آمد تا زيبايي و زندگي بياموزد و حياتي جاودان به انديشه ي بشر بخشد…نوروز و بهار طبیعت عطراگین با زاد روز رسول گل و نور و عشق حضرت محمد مصطفی “صلی الله علیه و آله و سلم”و صادق امت و احیاگر دین و علم مبارک باد…
سلام سایه جان..امیدوارم سال خوشی را درکنار خانواده و دوستان سپری کنید..عذر از تاخیر در تبریک به علت سفر..
فکر کنم البته باید این نوع تبریکات رو در وبلاگم میذاشتم ولی خوب انشاالله در آینده:دی
ارادتمند…یا علی
مارس 26, 2008 در t 7:27 ق.ظ |
edi جان لطف داری . خوشحال میشم …