خوش به حال ِ بیچاره دایی ام

By پارادوکس

دایی ام کوچک که بود بیمار شد و دکتر برایش دارو تجویز کرد . اما دارو آن نبود که باید و …

حالا دایی ام – می گویند خل شده –  می نشیند جلوی تلویزیون و با هیجان هر چه را نشان می دهد تکرار می کند ، بی آزار شده دایی ام ، همه چیز را تکرار می کند جز آزار …

برچسب‌ها: , , , ,

7 نظر to “خوش به حال ِ بیچاره دایی ام”

  1. سارا.ک.ب می گوید:

    خیلی ها قربانی داروی اشتباه میشوند… هنوز که هنوز است…مقصر کیست؟

  2. ماندانا می گوید:

    :) تکرار بی آزاری..صمیمی بود…

  3. پارادوکس می گوید:

    بله ، خیلی ها …

  4. سیدعلی می گوید:

    خوب، در اندازه مینی مال است، ولی مینی مال نیست!

  5. mahdi می گوید:

    کاش در عین سلامت ما هم نمی آزردیم ….. کاش ..

  6. jarchy می گوید:

    سلام ودرود
    امیدوارم روزی برسه که در مانی برای این بیماریش پیدا بشه .
    در پناه خدا

  7. پلنگ صورتی می گوید:

    غم انگیز و دردآور بود.

يك پاسخ برايش بگذاريد